پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۳

مرا از بخت اگر کاری برآید

به وصل روی دلداری برآید

ولیکن دور گردون خود نخواهد

که کام یاری از یاری برآید

اگر خوبان گیتی را کنی جمع

به نام من ستمگاری برآید

و گر من طالب اندوه گردم

ز هر سویش طلبکاری برآید

دل من گر بکارد دانهٔ غم

ازان یک دانه انباری برآید

ز دلتنگی اگر رمزی بگویم

ازان تنگی به خرواری برآید

گلی را گر برون ارم ز خاری

ز هر برگش سر خاری برآید

ز زلف یار اگر مویی بجویم

بهر مویش خریداری برآید

ز بهر تخت اگر شاهی نشانم

به نام اوحدی داری برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۶هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷دل سرمست من آن نیست که با هوش آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۸مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۰دیریست که یار ما نمی‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱دلی که در سر زلف شما همی آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۲دل می‌برد امشب ز من آن ماه، بگیرید
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.