پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲

گر آن کاری که من دانم بر آید

بهل تا در وفا جانم برآید

من آن ایام دولت را چه گویم؟

که گوی او به چوگانم برآید

کدامین مور باشم من؟ که روزی

سخن پیش سلیمانم برآید

شکار آهویی زان گونه وحشی

عجب کز شست و پیکانم برآید!

چنان گریم ز هجرانش، که کشتی

به آب چشم گریانم برآید

برآرد غنچهٔ مهر آن گیاهی

کز اشک همچو بارانم برآید

رسانم اوحدی را دل به کامی

لب او گر بدندانم برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴مرا گر ز وصل تو رنگی برآید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۶هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۷دل سرمست من آن نیست که با هوش آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۸مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۰دیریست که یار ما نمی‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱دلی که در سر زلف شما همی آید
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.