پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵

کو دیده‌ای که بی‌تو به خون تر نمی‌شود؟

یا رخ که از فراق تو چون زر نمی‌شود؟

زان طره باد نیست که نگرفت بوی مشک

زان زلف خاک نیست که عنبر نمی‌شود

پیوسته با منی و مرا با تو هیچ وقت

وصلی به کام خویش میسر نمی‌شود

ذکر تو می‌کنیم و به پایان نمی‌رسد

وصف تو می‌کنیم و مکرر نمی‌شود

از خانقاه و مدرسه تحصیل چون کنیم؟

ما را که جز حدیث تو از بر نمی‌شود

زان سنگ آستانه به دانش فرو تریم

کز آستانهٔ تو فراتر نمی‌شود

از مال حیف نیست که اندر سر تو رفت

از جان اوحدیست، که در سر نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷بریدن حیفم آید بعد از آن عهد
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۸گفتی: ز عشق بازی کاری نمی‌گشاید
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰برین دل هر دم از هجر تو دیگرگونه خار آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱سر زلف خود بگیری همه پیچ و خم برآید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲گر آن کاری که من دانم بر آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳مرا از بخت اگر کاری برآید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴مرا گر ز وصل تو رنگی برآید
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.