پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰

برین دل هر دم از هجر تو دیگرگونه خار آید

ولی امید می‌دارم که روزی گل به بار آید

رفیقان هر زمان گویند: عاقل باش و کاری کن

خود از آشفته‌ای چون من نمیدانم چه کار آید؟

ز تیر خسروان مجروح گردند آهوان، لیکن

بدین قوت نپندارم که زخمی بر شکار آید

ز سودای کنار او کنارم شد چو دریایی

نه دریایی که رخت من ز موجش با کنار آید

گر او صدبار بر خاطر پسندد، راضیم لیکن

بدان خاطر نمیباید پسندیدن که بار آید

همه شب ز انتظار او دو چشمم باز و می‌ترسم

که خوابم گیرد آن ساعت که دولت در گذار آید

بکوش ای اوحدی یک چند، اگر مقصود میجویی

کسی کش پای رفتن هست ننشیند که یار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۲گر آن کاری که من دانم بر آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۳مرا از بخت اگر کاری برآید
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴مرا گر ز وصل تو رنگی برآید
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۵هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۶هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۷دل سرمست من آن نیست که با هوش آید
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۸مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۹سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.