فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ من و دیدن رقیبان هوسناک تو را
- شمارهٔ ۲ ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا
- شمارهٔ ۳ من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا
- شمارهٔ ۴ عشقت زهم برآورد یاران مهربان را
- شمارهٔ ۵ چون پیش یار قید و رهائی برابر است
- شمارهٔ ۶ دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است
- شمارهٔ ۷ در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
- شمارهٔ ۸ به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت
- شمارهٔ ۹ نمیگفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
- شمارهٔ ۱۰ آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
- شمارهٔ ۱۱ یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
- شمارهٔ ۱۲ بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
- شمارهٔ ۱۳ الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
- شمارهٔ ۱۴ مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
- شمارهٔ ۱۵ ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
- شمارهٔ ۱۶ تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
- شمارهٔ ۱۷ حسن تو چند زینت هر انجمن بود
- شمارهٔ ۱۸ آزردهام به شکوه دل دلستان خود
- شمارهٔ ۱۹ دل میشود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
- شمارهٔ ۲۰ شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین میباید
- شمارهٔ ۲۱ روی ناشسته چو ماهش نگرید
- شمارهٔ ۲۲ بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
- شمارهٔ ۲۳ باز جائی رفتهام کز روی یارم شرمسار
- شمارهٔ ۲۴ ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار
- شمارهٔ ۲۵ هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر
- شمارهٔ ۲۶ بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش
- شمارهٔ ۲۷ سخن درست بگویم اگرچه میترسم
- شمارهٔ ۲۸ داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
- شمارهٔ ۲۹ وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
- شمارهٔ ۳۰ چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
- شمارهٔ ۳۱ این منم کز عصمت دل در دلت جا کردهام
- شمارهٔ ۳۲ هرگز از زلف کجت بیپیچ و تابی نیستم
- شمارهٔ ۳۳ منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
- شمارهٔ ۳۴ به خوبی ذرهای بودی چه در کوی تو جا کردم
- شمارهٔ ۳۵ منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
- شمارهٔ ۳۶ به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
- شمارهٔ ۳۷ نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
- شمارهٔ ۳۸ دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
- شمارهٔ ۳۹ دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرم
- شمارهٔ ۴۰ چراغ خود دگر در بزم او بینور میبینم
- شمارهٔ ۴۱ بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان
- شمارهٔ ۴۲ بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنان
- شمارهٔ ۴۳ کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن
- شمارهٔ ۴۴ چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
- شمارهٔ ۴۵ گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
- شمارهٔ ۴۶ اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
- شمارهٔ ۴۷ دلم آزاد از دامش نمیگردد چه دامست این
- شمارهٔ ۴۸ در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
- شمارهٔ ۴۹ آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او
- شمارهٔ ۵۰ گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او
- شمارهٔ ۵۱ قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او
- شمارهٔ ۵۲ چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو
- شمارهٔ ۵۳ شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو
- شمارهٔ ۵۴ گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
- شمارهٔ ۵۵ چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
- شمارهٔ ۵۶ شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
- شمارهٔ ۵۷ دارم از دست تو بر سر افسر بیغیرتی
- شمارهٔ ۵۸ یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی
- شمارهٔ ۵۹ برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
- شمارهٔ ۶۰ به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
متن اشعار به نقل از گنجور.