پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲

ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا

دلگران از هستیم مپسند دلدار مرا

ای اجل چون گشته‌ام بار دل آن نازنین

جان ز من بستان و بردار از دلش بار مرا

ای زمانه این زمان کز من دلش دارد غبار

گرد صحرای عدم گردان تن زار مرا

ای طبیب دهر چون تلخ است از من مشربش

شربت از زهر اجل ده جان بیمار مرا

ای سپهر اکنون که جز در خواب کم می‌بینمش

منت از خواب عدم ده چشم بیدار مرا

ای زمین چون او نمی‌خواهد که دیگر بیندم

از برون جا در درون ده جسم افکار مرا

محتشم دلدار اگر فرمان به قتل من دهد

بر سر میدان عبرت نصب کن دار مرا

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۴عشقت زهم برآورد یاران مهربان را
  2. شمارهٔ ۵چون پیش یار قید و رهائی برابر است
  3. شمارهٔ ۶دلم که بی‌تو لگدکوب محنت و الم است
  4. شمارهٔ ۷در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
  5. شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت
  6. شمارهٔ ۹نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
  7. شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
  8. شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.