پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵

چون پیش یار قید و رهائی برابر است

آن جا اگر روی و گر آئی برابر است

یک لحظه با تو بودن و با غیر دیدنت

با صد هزار سال جدائی برابر است

لطفی نمی‌کنی که طفیل رقیب نیست

لطفی چنین به قهر خدائی برابر است

هر بوالهوس که گفت فدای تو جان من

پیشت به عاشقان فدائی برابر است

شوخی که نرخ بوسه به جائی دهد قرار

در کیش ما به حاتم طائی برابر است

از غیر رو نهفتن و در پرده دم زدن

با صد هزار چهرهٔ گشائی برابر است

دل خوش مکن به خسرو بی‌عشق محتشم

کاین خسروی کنون به گدائی برابر است

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۷در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
  2. شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت
  3. شمارهٔ ۹نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
  4. شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
  5. شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
  6. شمارهٔ ۱۲بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
  7. شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
  8. شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.