پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۱۳

الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد

به کام عشق بازان شاه حسنت کامران باشد

الهی خلعت حسنت که جیبش ظاهر است اکنون

ظهور دامنش تا دامن آخر زمان باشد

الهی تا ز باغ حسن خیزد نخل استغنا

تذرو عصمتت را برترین شاخ آشیان باشد

الهی تا هوس باشد کنار و بوس طالب را

شه حسن تو را تیغ تغافل در میان باشد

الهی عاشق از معشوق تا باشد تواضع جو

دو ابروی تو را تیر تکبر در کمان باشد

الهی تا طلب خواهنده باشد ابروی پرچین

چو ماری گنج یاقوت لبت را پاسبان باشد

الهی محتشم چشم خیانت گر کند سویت

به پیش ناوک خشم تو چشم او نشان باشد

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
  2. شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
  3. شمارهٔ ۱۷حسن تو چند زینت هر انجمن بود
  4. شمارهٔ ۱۸آزرده‌ام به شکوه دل دلستان خود
  5. شمارهٔ ۱۹دل می‌شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
  6. شمارهٔ ۲۰شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین می‌باید
  7. شمارهٔ ۲۱روی ناشسته چو ماهش نگرید
  8. شمارهٔ ۲۲بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.