پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲۲

بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید

فکر خود کن که سپه بر در دروازه رسید

عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگر

کوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید

شهر دل زود بپرداز که از چار طرف

لشگری تازه برون از حد و اندازه رسید

مژده محمل مه کوکبه‌ای می‌آرند

از درون رخش برون تاز که جمازه رسید

میوهٔ وصل تو آن به که گذارم به رقیب

از ریاض دگرم چون ثمر تازه رسید

ساقیا باده ز خمخانهٔ دیگر برسان

که درین بزم مرا کار به خمیازه رسید

محتشم طرح کتاب دیگر افکند مگر

کار اوراق جلالیه به شیرازه رسید

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۲۴ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار
  2. شمارهٔ ۲۵هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر
  3. شمارهٔ ۲۶بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش
  4. شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه می‌ترسم
  5. شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
  6. شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
  7. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  8. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.