پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲۵

هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر

تشریف استغنا مکن بر قد من کوته دگر

ای فتنه می‌انگیزی از رفتار او گرد بلا

خوش میکشی میل فسون در چشم این گمره دگر

چاه ز نخدانش ببین ای دیده و کاری مکن

کاندر ته آن چه فتدجان من بی ته دگر

دزدیده می‌بینی دلا رخسار طاقت سوز او

این آتش رخشان شرر می‌سوزدت باالله دگر

خوش مستعد محنتی ای دل ازین اندیشه کن

گر فتنه انگیزی کسی غم را کند آگه دگر

شد خیمه صبرم نگون از دیدهٔ او چون کنم

گر شاه غیرت از دلم بیرون زند خرگه دگر

پیش سگ او محتشم ظاهر مکن بیگانگی

با آن وفادار آشنا کارت فتد ناگه دگر

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه می‌ترسم
  2. شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
  3. شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
  4. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  5. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام
  6. شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم
  7. شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
  8. شمارهٔ ۳۴به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردم
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.