پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲۶

بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش

به جانب تو کشد شعله از زبان من آتش

بترس از آن که ز آمیزشت به چرب زبانان

شود زبانه‌کش از مغز استخوان من آتش

بترس از آن که چه باران لطف بر همه باری

به برق آه زند در دل تو جان من آتش

بترس از آن که ز حرف حریف سوز نوشتن

به جانب تو زند در قلم بنان من آتش

بترس از آن که چه سک دامن تو گیرم و گیرد

بدامنت ز زبان شرر فشان من آتش

بترس از آن که چو من تیر آه افکنم از دل

به جای تیر جهد از دم کمان من آتش

بترس از آن که ز سوزنده شعرها گه و بیگه

به مجلست فکند محتشم لسان من آتش

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
  2. شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
  3. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  4. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم
  6. شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
  7. شمارهٔ ۳۴به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردم
  8. شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.