پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲۸

داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق

تا چه آید بر سرم فردا زبیداد فراق

بود بنیاد طلسم جسم من قائم به وصل

ریخت ذرات وجودم را ز هم باد فراق

من که بودم مرغ باغ وصل حالم چون بود

با دل پرآرزو در دام صیاد فراق

وصل خود موکب روان کرد ای رفیقان کو دگر

دادرس شاهی که پیش او برم داد فراق

داشتم در زیر بار عشق کاری ناتمام

چرخ گردون را تمام اما بامداد فراق

خانه تن شد خراب از سستی بنیاد وصل

وای گر جان یابد استحکام بنیاد فراق

محتشم دل بر هلاکت نه که صد ره خوش‌تر است

وحدت آباد فنا از وحشت آباد فراق

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  2. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام
  3. شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم
  4. شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
  5. شمارهٔ ۳۴به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردم
  6. شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
  7. شمارهٔ ۳۶به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
  8. شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.