پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۳۲

هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم

صید این دامم از آن بی‌اضطرابی نیستم

گرچه هستم در بهشت وصل ای حوری نژاد

چون قرینم با رقیبان بی‌عذابی نیستم

دی که بهر قتل می‌کردی شمار عاشقان

من یقین کردم که پیشت در حسابی نیستم

تا عتابت باشد از حلمم دل خوش که من

مرغ آتشخواره‌ام قانع به آبی نیستم

ز آب حلمت شعلهٔ عشقم به پستی مایل است

عاشقم آخر سزاوار عتابی نیستم

من که صد پیغام گستاخانه‌ات دادم هنوز

در خور ارسال عاشق کش جوابی نیستم

بزم آن مه محتشم مخصوص خاصان به که من

کو چه گردی ابترم عالیجنابی نیستم

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۳۴به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردم
  2. شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
  3. شمارهٔ ۳۶به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
  4. شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
  5. شمارهٔ ۳۸دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
  6. شمارهٔ ۳۹دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می‌برم
  7. شمارهٔ ۴۰چراغ خود دگر در بزم او بی‌نور می‌بینم
  8. شمارهٔ ۴۱بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.