پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۳۵

منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم

ز ملک وصل اسباب اقامت را روان کردم

منم کانداختم در بحر هجران کشتی طاقت

رسیدم چون به غرقاب بلا لنگر گران کردم

منم کاورد کوه محنتم چون زور بر خاطر

تحمل را به آن طاقت شکن خاطرنشان کردم

منم کاویخت چون هجران کمان خویش از دعوی

بزور صبر جرات در شکست آن کمان کردم

منم کز صرصر هجران چه شد میدان غم رفته

ز دعوی با صبا آسودگی را همعنان کردم

منم کایام چون گشت از کمان کین خدنگ افکن

فکندم جوشن طاقت ببر خود را نشان کردم

منم کز سخت جانی بر دل هجران گزین خود

جفا را جرات افزودم بلا را کامران کردم

منم صبر آزمائی کز گره‌های درون چون نی

کمر بستم به سختی ترک آن نازک میان کردم

منم مرغی که چون بر آشیانم سنگ زد غیرت

به بال سعی پرواز از زمین تا آسمان کردم

منم کز گفتن نامی که میمردم برای آن

چو شمع از تیغ غیرت نطق را کوته‌زبان کردم

منم کز محتشم آئین صبر آموختم اول

دگر سلطان غیرت هرچه فرمود آنچنان کردم

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
  2. شمارهٔ ۳۸دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
  3. شمارهٔ ۳۹دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می‌برم
  4. شمارهٔ ۴۰چراغ خود دگر در بزم او بی‌نور می‌بینم
  5. شمارهٔ ۴۱بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان
  6. شمارهٔ ۴۲بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنان
  7. شمارهٔ ۴۳کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن
  8. شمارهٔ ۴۴چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.