پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۴۳

کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن

تواند صد هزاران خانه را زیر و زبر کردن

کسی هم بوده کز مردم اگر عالم شود خالی

تواند در دل جن و ملک مهرش اثر کردن

کسی هم بوده از دلها اگر نبود اثر پیدا

تواند تیر عشقش از دل خارا گذر کردن

کسی هم بوده کز عشاق چون یک زنده نگذارد

تواند مردهٔ افسرده را خون در جگر کردن

کسی هم بوده کز شهری چو گیرد باج در خوبی

به تنهائی تواند کار صد بیدادگر کردن

کسی هم بوده کز عاشق زبانیها به یک ایما

تواند مهر لیلی از دل مجنون بدر کردن

کسی هم بوده کز شوق وصالش کوه کن آسان

تواند دست با هجران شیرین در کمر کردن

کسی هم بوده کز حسنش ترنج از دست نشناسان

توانند از جمال یوسفی قطع نظر کردن

کسی هم بوده زین سان محتشم کز شوکت خوبی

تواند خسروان را چون گدایان دربدر کردن

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۴۵گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
  2. شمارهٔ ۴۶اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
  3. شمارهٔ ۴۷دلم آزاد از دامش نمی‌گردد چه دامست این
  4. شمارهٔ ۴۸در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
  5. شمارهٔ ۴۹آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او
  6. شمارهٔ ۵۰گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او
  7. شمارهٔ ۵۱قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او
  8. شمارهٔ ۵۲چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان تو
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.