پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۴۷

دلم آزاد از دامش نمی‌گردد چه دامست این

زبانم کوته از نامش نمی‌گردد چه نام است این

گر آید روز روشن ور رود دور از رخ و زلفش

نه من یابم که صبح است آن نه دل داند که شامست این

به کامم روز و شب در عاشقی اما به کام که

به کام آن که جان می‌یابد از مرگم چه کام است این

تو گرم عیش با غیر و مرا هر لحظه در خاطر

که می‌سوزد دلت بر من چه سوداهای خام است این

یکی را ساختی محرم یکی را کشتی از حرمان

فراموش کار من بنگر کدامست آن کدامست این

بخور خونم چو آب و غیر، گر آبت دهد مستان

که پیش نیک و بددانان حلالست آن حرامست این

ز حالات دگرگون محتشم می‌ریزد از کلکت

گهی آب و گهی آتش چه ترتیب کلامست این

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۴۹آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او
  2. شمارهٔ ۵۰گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او
  3. شمارهٔ ۵۱قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او
  4. شمارهٔ ۵۲چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان تو
  5. شمارهٔ ۵۳شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو
  6. شمارهٔ ۵۴گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
  7. شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
  8. شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.