پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵۵

چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به

این لطف زبانی هم مخصوص رقیبان به

چون لطف نهان تو پیداست که با غیر است

مهری که مرا با تو پیدا شده پنهان به

اغیار چو بسیارند در کوی تو پاکوبان

بنیاد وصال ما زین زلزله ویران به

عشاق چه غواصند در بحر وصال تو

کشتی من از هجران در ورطهٔ طوفان به

چون آینهٔ رویت دارد خطر از اشکم

چشمی که بود بی‌نم بر روی تو حیران به

چون من ز میان رفتم دامن بکش از یاران

در حشر گرت باشد یک دست به دامان به

امشب که هم‌آوازند با غیر سگان تو

گر محتشم از غیرت کمتر کند افغان به

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی
  2. شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیش‌دستی
  3. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
  4. شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
  5. شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
  6. شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
  7. شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائی
  8. شمارهٔ ۶۴هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.