پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۶۰

به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی

ببین کرا به که در دوستی بدل کردی

چه اعتماد توان کرد بر تو ای غافل

که اعتماد بر آن مایهٔ حیل کردی

مرا محل ستادن نماند در کویت

ز بس که با دگران لطف بی‌محل کردی

بر آن شدی که کنی نام خویش بر دل غیر

خیال سکه زدن بر زر دغل کردی

نبود بد عمل من چرا در آزارم

عمل به قول رقیبان بدعمل کردی

بسی مدد ز اجل خواست روزگارو نکرد

مرا به گور ولیکن تو بی‌اجل کردی

نبود مثل تو اول کسی چرا آخر

بناکسی همه جا خویش را مثل کردی

وگرچه پاس تو دارم به چشم رمز شناس

که آنچه در نظرم بود محتمل کردی

حدیث نیک دهد یار محتشم دیگر

بگو چو ختم حکایت برین غزل کردی

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
  2. شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائی
  3. شمارهٔ ۶۴هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.