پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵۷

دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی

می‌برم آخر سر خود با سر بی‌غیرتی

سر چو نقش بستر از جا برندارد هرکه او

همچو من پهلو نهد بر بستر بی‌غیرتی

از جبینم کوکبی می‌تابد و می‌خوانمش

بنده داغ عشق و غیرت، اختر بی‌غیرتی

هست در زیر نگینم کشوری عالی سواد

نام او در ملک غیرت کشور بی‌غیرتی

در ریاض وصل می‌بینم بری از حد برون

بر نهال عشق خود اما بر بی‌غیرتی

بشکنید ای دوستان دستم که تا بنشسته‌ام

بر در غیرت زدم صد ره در بی‌غیرتی

شاه غیرت گو که بنهد همچو ملک بی‌ملک

شهر دل را در میان لشگر بی‌غیرتی

ای دل آتشپاره‌ای بودی تو در غیرت چرا

بر سر خود بیختی خاکستر بی‌غیرتی

یا مبر نام غزالان محتشم یا همچو من

نام دیوان غزل کن دفتر بی‌غیرتی

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
  2. شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
  3. شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
  4. شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
  5. شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائی
  6. شمارهٔ ۶۴هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.