پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵۴

گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه

چشم از رویت نبستم روی چشم من سیاه

کم نگه کردم که رویت را ندیدم سوی غیر

غیرتم بنگر که دیگر می‌کنم سویت نگاه

مدعی سررشتهٔ وصلت به چنگ آورده است

هست زلف در همت اینک به این مغنی گواه

غیر پر کید و تو بی‌قید و من از مجلس برون

جز خدا دیگر که پاس عصمتت دارد نگاه

حکم غیرت نیست در ملک دلم جاری بلی

از سیاستهای پیشین تایب است این پادشاه

گردد ای بت تا کی ازین جنگهای زرگری

از تو ضایع ناوک بیداد و از من تیر آه

از ته دل با کسان میدار صحبت بعد از آن

میشو از لطف زبانی محتشم را عذر خواه

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
  2. شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی
  3. شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیش‌دستی
  4. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
  5. شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
  6. شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
  7. شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
  8. شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.