پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵۳

شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو

سیه گردید بزمم شمع مجلس دیدهٔ من کو

عنان بخت هر بی دل که بینی دلبری دارد

نگهدار عنان بخت بر گردیدهٔ من کو

به میزان نظر طور بتان را جمله سنجیدم

ندیدم یک کران تمکین بت سنجیدهٔ من کو

بود دامن به دست صد خس این گلهای رعنا را

گل یکرنگ دامن از خسان برچیدهٔ من کو

چو مجنونی ببینی در بیابانها بپرس ای مه

که مجنون بیابان گرد محنت دیدهٔ من کو

چو ناوک‌خورده صیدی را کنی بسمل، بگو با خود

که صید زخمی در خاک و خون غلطیدهٔ من کو

ز اشک محتشم افتاد شور اندر جهان بی تو

تو خود هرگز نگفتی عاشق شوریدهٔ من کو

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
  2. شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
  3. شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی
  4. شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیش‌دستی
  5. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
  6. شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
  7. شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
  8. شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.