پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵۲

چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان تو

صد ره کنم در زیر لب خود را بلاگردان تو

در جلوهٔ تو نازک میان کوشیده بهر من به جان

من کرده در زیر زبان جان را فدای جان تو

در رقص هرگه بسته‌ای زه بر کمان دلبری

من تیر نازت خورده و گردیده‌ام قربان تو

چون رفته‌ای دامن‌کشان من از تخیل سوده‌ام

بر پرده‌های چشم خود منت کشان دامان تو

هر شیوه کز شرم و حیا در پرده بودت ای پری

از پرده آوردی برون ای من سگ عرفان تو

از حاضران در غیرتم با اینکه هست از یک دلی

روی اشارتها به من از عشوهٔ پنهان تو

کاکل پریشان چون روی گامی گران کن جان من

تا جان فشاند محتشم بر جعد مشک افشان تو

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۵۴گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
  2. شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
  3. شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
  4. شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی
  5. شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیش‌دستی
  6. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
  7. شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
  8. شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.