پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۵۰

گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او

صبر بی لنگر شد از شوق تحمل گاه او

داد شاه غیرتم تشریف استغنا ولی

راست برقدم نیامد خلعت کوتاه او

شوق او را خفت تمکین من در خاطر است

من گرانی چون کنم برعکس خاطرخواه او

دل به حکم خویش می‌باشد چو غالب شد هوس

گرچه عمری اورعیت بود و غیرت شاه او

شد به چشمم باز شیرین خوش، خوش آن زهر عتاب

کز دم ابرو چکاند حاجب درگاه او

دل ز پابوس سگش گر مهر ننهادی به لب

گوش بگرفتی جهانی از سفیر آه او

محتشم زود از ره رنجش بدانش پا کشید

ور نه غیرت کنده بود از کین درین ره چاه او

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۵۲چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان تو
  2. شمارهٔ ۵۳شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو
  3. شمارهٔ ۵۴گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
  4. شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
  5. شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
  6. شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتی
  7. شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیش‌دستی
  8. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.