پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۴۱

بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان

دل ز هجر تو و وصل دگران در زندان

پر گره گشت درونم ز تحمل چون مار

بر جگر به سکه در آن حبس فشردم دندان

صد تن آنجا به نشاط و ز فراق تو مرا

غصه چندان که نخواهی و الم صد چندان

کام پر زهر و جگر پر نمک و دل پرخون

می‌نمودم به حریفان لب خود را خندان

در ببستند ز اندیشه پس خم زدنم

در عشرت به رخ اهل محبت بندان

حرف دلکوب حریفان به دلم کاری کرد

که مگر حدت حداد کند با سندان

بی‌حضور تو من و محتشم آنجا بودیم

بر طرب غصه گزینان به الم خورسندان

پس رفتم و این غزل به دستش دادم

و اندر ره معذرت به خاک افتادم

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۴۳کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن
  2. شمارهٔ ۴۴چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
  3. شمارهٔ ۴۵گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
  4. شمارهٔ ۴۶اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
  5. شمارهٔ ۴۷دلم آزاد از دامش نمی‌گردد چه دامست این
  6. شمارهٔ ۴۸در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
  7. شمارهٔ ۴۹آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او
  8. شمارهٔ ۵۰گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.