پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۳۱

این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام

این منم کز عشق پاک این رتبه پیدا کرده‌ام

این منم کز پاکبازی چشم هجران دیده را

قابل نظاره آن روی زیبا کرده‌ام

این منم کز عین قدرت دیدهٔ اغیار را

بی‌نصیب از توتیای خاک آن پا کرده‌ام

این منم کز صیقل آئینهٔ صدق و صفا

در رخت آثار مهر خود هویدا کرده‌ام

این منم کز رازداری گوش حرف اندوز را

مخزن اسرار آن لعل شکرخا کرده‌ام

این منم کز پرسشت با صحت و عمر ابد

ناز بر خضر و تغافل بر مسیحا کرده‌ام

این منم کاندر حضور مدعی چون محتشم

هرچه طبعم کرده خواهش بی‌محابا کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
  2. شمارهٔ ۳۴به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردم
  3. شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
  4. شمارهٔ ۳۶به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
  5. شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
  6. شمارهٔ ۳۸دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
  7. شمارهٔ ۳۹دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می‌برم
  8. شمارهٔ ۴۰چراغ خود دگر در بزم او بی‌نور می‌بینم
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.