پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲۴

ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار

یا به یاران می‌توان مشغول بودن یا به یار

یاری یاران مرا از یار دور افکنده است

کافرم گر بعد ازین یاری کنم الا به یار

چند فرمایندم استغنا و گویندم مزن

حرف جز با غیر و روی غیرتی بنما به یار

یار تا باشد چرا باید زدن با غیر حرف

غیر تا باشد چرا باید زد استغنا به یار

ذره‌ای از یاری این یاران فرو نگذاشتند

یار را با ما گذارید این زمان ما را به یار

ما گدایان قدر این نعمت نمی‌دانسته‌ایم

پادشاهی بوده صحبت داشتن تنها به یار

گر به دست‌م فرصتی افتد بگویم محتشم

از نزاع انگیزی یاران حکایتها به یار

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۲۶بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش
  2. شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه می‌ترسم
  3. شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
  4. شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
  5. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  6. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام
  7. شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم
  8. شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.