پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۲۳

باز جائی رفته‌ام کز روی یارم شرمسار

روی برگشتن ندارم شرمسارم شرمسار

در تب عشقم هوس فرمود نا پرهیزیی

کاین زمان تا حشر از آن پرهیزگارم شرمسار

با رخ و زلفش دلم شرط قراری کرده بود

هم از آن شرحم خجل هم زان قرارم شرمسار

قول و فعل و عهد و شرطم بود پیشش معتبر

پیش او اکنون به چندین اعتبارم شرمسار

کار من یکباره مشکل شد در این عشق و هوس

ای اجل بازا که من زین کار و بارم شرمسار

همچو نعلم پیش او چشم از زمین برداشتن

نیست ممکن بس کزان زیبا سوارم شرمسار

محتشم بر شاخ دیگر بلبل دل را نشاند

من چه نرگس از رخ آن گلعذارم شرمسار

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۲۵هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر
  2. شمارهٔ ۲۶بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش
  3. شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه می‌ترسم
  4. شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
  5. شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
  6. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  7. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.