پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۱۲

بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد

هم شب شاهی در درویش فرخ فال زد

جسم خاکی شد سپند و بستر آتش آن زمان

کان گران تمکین در این مضطرب احوال زد

طایر گرم آشیان خواب از وحشت پرید

فتنه تیری از کمین بر مرغ فارغبال زد

ساقی دولت به دستم ساغری پر فیض داد

مطرب عشرت به گوشم نغمهٔ پر خال زد

آن که می‌کشتش خمار هجر در کنج ملال

از شراب وصل ساغرهای مالامال زد

پیش از آن کاید به اقبال آن شه اقلیم حسن

جانم از تن خیمه بیرون بهر استقبال زد

محتشم زد بر سپاه غم شبیخون شاه وصل

بر به ملک دل ز عشرت خیمهٔ اجلال زد

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
  2. شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
  3. شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
  4. شمارهٔ ۱۷حسن تو چند زینت هر انجمن بود
  5. شمارهٔ ۱۸آزرده‌ام به شکوه دل دلستان خود
  6. شمارهٔ ۱۹دل می‌شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
  7. شمارهٔ ۲۰شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین می‌باید
  8. شمارهٔ ۲۱روی ناشسته چو ماهش نگرید
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.