پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۱۱

یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد

گیرد بلا کناری عشق از میان برافتد

دهر آتشی فروزد کابی بر آن توان زد

داغ درون نماند سوز نهان برافتد

عشق از تنزل حسن گردد به خاک یکسان

نام و نشان عاشق زین خاکدان برافتد

رخسار عافیت را کایام کرده پنهان

باد امان بجنبد برقع از آن برافتد

ابروی حسن کز ناز بستست بر فلک زه

تابی خورد ز دوران زه زان کمان برافتد

تخفیف یابد آزارد خلقی شود سبکبار

از پشت صبر و طاقت بار گران برافتد

از محتشم نجوئید تحسین حال خوبان

هم نکته جو نماند هم نکته دان برافتد

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
  2. شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
  3. شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
  4. شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
  5. شمارهٔ ۱۷حسن تو چند زینت هر انجمن بود
  6. شمارهٔ ۱۸آزرده‌ام به شکوه دل دلستان خود
  7. شمارهٔ ۱۹دل می‌شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
  8. شمارهٔ ۲۰شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین می‌باید
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.