پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۶

دلم که بی‌تو لگدکوب محنت و الم است

خمیرمایهٔ چندین هزار درد و غم است

نمونه‌ایست دل من ز گرگ یوسف گیر

که در نهایت حرمان به وصل متهم است

من آن نیم که نهم پا ز حد برون ورنه

میانهٔ من و سر حد وصل یک قدم است

علامت شه حسن است قد و کاکل او

که بر سر سپه فتنه بهترین علم است

نظیر لعل تو بسیار هست غایتش آن

که در خزانهٔ سلطان خطه عدم است

دمی کشی به عتابم دمی به لطف خطاست

چه قاتلی تو که تیغ ستیزه‌ات دو دم است

تو شاه حسنی و بر درگهت به بانک بلند

کسی که لاف گدائی زده‌ست محتشم است

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت
  2. شمارهٔ ۹نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
  3. شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
  4. شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
  5. شمارهٔ ۱۲بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
  6. شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
  7. شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
  8. شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.