پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۷

در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست

صد رشک تا سبب نیست با خود درین صدد کیست

یاران مدد نمودند در صلح غیر با او

اکنون کسی که در جنگ ما را کند مدد کیست

حرفی که گر بگویم گردد سیه زبانم

جز خامه آن که با او گوید بشد و مد کیست

آن کس که کرده صد جا بدگوئی تو نیک است

ای بد ز نیک نشناس گر نیک اوست بد کیست

بر نقد عصمت خود بنگر خط خطا را

آنگه ببین به نامت این سکه آن که زد کیست

جز من که غیرتم کرد راضی به دوری تو

آن کس که دور خواهد جان خود از جسد کیست

این وصل بی‌بها را من می‌دهم به هجران

یاران کسی که دارد بر محتشم حسد کیست

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۹نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
  2. شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
  3. شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
  4. شمارهٔ ۱۲بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
  5. شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
  6. شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
  7. شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
  8. شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.