پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

شمارهٔ ۱

من و دیدن رقیبان هوسناک تو را

رو که تا دم زده‌ام سوخته‌ام پاک تو را

من که از دست تو صد تیغ به دل خواهم زد

به که بیرون فکنم از دل صد چاک تو را

تا به غایت من گمراه نمیدانستنم

اینقدر کم حذر و خود سر و بی‌باک تو را

ترک چشمت که دم از شیر شکاری میزد

این چه سر بود که بربست به فتراک تو را

قلب ما صاف کن ای شعلهٔ اکسیر اثر

چه شود نقد به جز دود ز خاشاک تو را

هیچت ای چشم سیه روی ازو سیری نیست

در تو گور مگر سیر کند خاک تو را

محتشم آنچه تو دیدی و تو فهمیدی از او

کور بهتر پر ازین دیده ادراک تو را

کلامم می‌کشد ناگه به جائی

که آرد بر سر نطقم بلائی

ادامه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه

  1. شمارهٔ ۳من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا
  2. شمارهٔ ۴عشقت زهم برآورد یاران مهربان را
  3. شمارهٔ ۵چون پیش یار قید و رهائی برابر است
  4. شمارهٔ ۶دلم که بی‌تو لگدکوب محنت و الم است
  5. شمارهٔ ۷در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست
  6. شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت
  7. شمارهٔ ۹نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
  8. شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد
همه‌ی غزلیات از رسالهٔ جلالیه ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.