فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ ای بیخبر از محنت و شاد از الم ما
- شمارهٔ ۲ با رخت صورت چین چند کند دعوی را
- شمارهٔ ۳ با من ای مردمک دیده نظر نیست تو را
- شمارهٔ ۴ - استقبال از امیرخسرو دهلوی بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را
- شمارهٔ ۵ تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا
- شمارهٔ ۶ تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا
- شمارهٔ ۷ چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
- شمارهٔ ۸ خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را
- شمارهٔ ۹ زهی راست از تو همه کار ما
- شمارهٔ ۱۰ طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
- شمارهٔ ۱۱ گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
- شمارهٔ ۱۲ گهی که عشق به خود راه مینمود مرا
- شمارهٔ ۱۳ گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
- شمارهٔ ۱۴ ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
- شمارهٔ ۱۵ هر خبر کز سرکشی گوید صبا
- شمارهٔ ۱۶ عشق میگفت از کَرَمهای حبیب
- شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندی ما به چشمت عشق میبازیم و او در عین خواب
- شمارهٔ ۱۸ آنچه بیروی توام گریه به روی آوردهست
- شمارهٔ ۱۹ آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
- شمارهٔ ۲۰ آن معلم که لبت را روش جان آموخت
- شمارهٔ ۲۱ آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
- شمارهٔ ۲۲ آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
- شمارهٔ ۲۳ آیت حسن را که نام وفاست
- شمارهٔ ۲۴ آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
- شمارهٔ ۲۵ ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
- شمارهٔ ۲۶ از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
- شمارهٔ ۲۷ از زروههای باغِ خطش یاسمن یکیست
- شمارهٔ ۲۸ از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
- شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندی افسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ست
- شمارهٔ ۳۰ افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست
- شمارهٔ ۳۱ اگر دیده در مهر و مه ناظر است
- شمارهٔ ۳۲ اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
- شمارهٔ ۳۳ ای که همه کار ما راست به تدبیر توست
- شمارهٔ ۳۴ باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است
- شمارهٔ ۳۵ با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
- شمارهٔ ۳۶ باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
- شمارهٔ ۳۷ با سگت یاری مرا کارِ خود است
- شمارهٔ ۳۸ با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
- شمارهٔ ۳۹ به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
- شمارهٔ ۴۰ به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
- شمارهٔ ۴۱ بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست
- شمارهٔ ۴۲ بیرخ آن مه که شام زلف را در هم شکست
- شمارهٔ ۴۳ پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است
- شمارهٔ ۴۴ - استقبال از امیرخسرو دهلوی تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
- شمارهٔ ۴۵ تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
- شمارهٔ ۴۶ تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت
- شمارهٔ ۴۷ تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفت
- شمارهٔ ۴۸ تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت
- شمارهٔ ۴۹ تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست
- شمارهٔ ۵۰ تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
- شمارهٔ ۵۱ تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
- شمارهٔ ۵۲ چمن را تا نسیمت در دماغ است
- شمارهٔ ۵۳ خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست
- شمارهٔ ۵۴ دلا بنیاد جان را محکمی نیست
- شمارهٔ ۵۵ دلا طریقهٔ عشّاق خود پرستی نیست
- شمارهٔ ۵۶ دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
- شمارهٔ ۵۷ دلم را مقام عبادت درِ اوست
- شمارهٔ ۵۸ - استقبال از کمال خجندی دلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
- شمارهٔ ۵۹ دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت
- شمارهٔ ۶۰ دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است
متن اشعار به نقل از گنجور.