پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست

چرا که هیچ دلی بی غم تو خرّم نیست

از آن به کعبهٔ وصل تو ره ندارد جان

که غیر در حرم خاص دوست محرم نیست

اساس عهد و وفا با تو محکم است مرا

ولی چه سود که بنیاد عمر محکم نیست

دلم ز بادهٔ شوقت فتاده مست و خراب

به عالمی ست که هیچش خبر ز عالم نیست

کجاست غالیه مویی که چون بنفشه ز شرم

به دور زلف تو آشفته حال و در هم نیست

چو لاله داغ منه بر دل خیالی بیش

کز این متاع ز سوز غم تواش کم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست
  2. شمارهٔ ۴۲بی‌رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست
  3. شمارهٔ ۴۳پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است
  4. شمارهٔ ۴۴ - استقبال از امیرخسرو دهلویتا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
  5. شمارهٔ ۴۵تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
  6. شمارهٔ ۴۶تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت
  7. شمارهٔ ۴۷تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفت
  8. شمارهٔ ۴۸تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.