پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت

راه بیرون شدن از ورطهٔ گمراهی یافت

هرکه ره یافت بدین در به گدایی روزی

منصب دولت و منشور شهنشاهی یافت

ای گل از مرغ سحر قدر شب وصل بپرس

کاین سعادت به دعاهای سحرگاهی یافت

پای در ره بنه و دست ز خود کوته کن

که درازیّ امل دست ز کوتاهی یافت

ای خیالی غرض خویش ز فیض کرمش

خواه، چون هرچه از او می‌طلبی خواهی یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت
  2. شمارهٔ ۴۹تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست
  3. شمارهٔ ۵۰تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
  4. شمارهٔ ۵۱تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
  5. شمارهٔ ۵۲چمن را تا نسیمت در دماغ است
  6. شمارهٔ ۵۳خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست
  7. شمارهٔ ۵۴دلا بنیاد جان را محکمی نیست
  8. شمارهٔ ۵۵دلا طریقهٔ عشّاق خود پرستی نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.