پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

دلا بنیاد جان را محکمی نیست

در او جز غم اساس خرّمی نیست

چه پوشم راز دل از تو چو هرگز

میان ما و تو نامحرمی نیست

اگر در روضه رضوان صد ره از حور

تو را بهتر ندارد آدمی نیست

مرا هر لحظه رسوا کردن ای اشک

به پیش مردمان از مردمی نیست

اگر چه ماه نو بسیار خوب است

به خوبی ابرویت را زو کمی نیست

درون خلوت غم با خیالی

به غیر از ناله کس را همدمی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
  2. شمارهٔ ۵۷دلم را مقام عبادت درِ اوست
  3. شمارهٔ ۵۸ - استقبال از کمال خجندیدلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
  4. شمارهٔ ۵۹دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت
  5. شمارهٔ ۶۰دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است
  6. شمارهٔ ۶۱دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست
  7. شمارهٔ ۶۲رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست
  8. شمارهٔ ۶۳ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.