پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

دلم را مقام عبادت درِ اوست

زهی بخت آن دل که فرمانبرِ اوست

طفیل قد اوست هرجا که جانی ست

عجب سرو نازی که جان‌ها برِ اوست

اگرچه خطش نیست چون غمزه جادو

ولیکن همه فتنه ها در سرِ اوست

دمادم ز اندیشه خون می خورد دل

چو قلب است لابد همین در خورِ اوست

خیالی به حشرت خط نیکنامی

همین بس که نام تو در دفترِ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت
  2. شمارهٔ ۶۰دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است
  3. شمارهٔ ۶۱دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست
  4. شمارهٔ ۶۲رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست
  5. شمارهٔ ۶۳ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت
  6. شمارهٔ ۶۴زلف تو را که شامِ پریشانی من است
  7. شمارهٔ ۶۵ - استقبال از بساطی سمرقندیسروِ بالای تو در عالم خوبی علم است
  8. شمارهٔ ۶۶سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.