پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت

چون از او نگشاد کاری پای دیوارش گرفت

سرگران دارد ز خواب ناتوانی غمزه‌اش

باز تا خون کدامین چشم بیدارش گرفت

یارب آن طاووس باغ کیست کز رفتار او

کبک تعلیم خرامیدن ز رفتارش گرفت

هندوی دزد پریشان کار یعنی زلف را

سر همی برد و همانا بر سر کارش گرفت

کنج درویشی ست در عالم خیالی را و بس

گنج مقصودی که بعد از رنج بسیارش گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ - استقبال از کمال خجندیدلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
  2. شمارهٔ ۵۹دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت
  3. شمارهٔ ۶۰دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است
  4. شمارهٔ ۶۱دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست
  5. شمارهٔ ۶۲رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست
  6. شمارهٔ ۶۳ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت
  7. شمارهٔ ۶۴زلف تو را که شامِ پریشانی من است
  8. شمارهٔ ۶۵ - استقبال از بساطی سمرقندیسروِ بالای تو در عالم خوبی علم است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.