پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

زلف تو را که شامِ پریشانی من است

صبح است عارض تو که در پشت دامن است

سرو سهی که داشت هواهای سرکشی

امروز پیش آن قد و بالا فروتن است

پیوسته چشم شوخ تو ز آن است سر گران

کش دم به دم ز تیغ تو خونی به گردن است

ای مه چه لاف می زنی از حسن بی حساب

پیش جمال یار حساب تو روشن است

کمتر ز کس نه ایم از آن دم که گفته ای

در پیش مردمان که خیالی سگ من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
  2. شمارهٔ ۶۷سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
  3. شمارهٔ ۶۸سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست
  4. شمارهٔ ۶۹شمع رویت را چراغ آسمان پروانه‌ای‌ست
  5. شمارهٔ ۷۰کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
  6. شمارهٔ ۷۱ - استقبال از کاتبی ترشیزیکجا روم که مرا جز درت پناهی نیست
  7. شمارهٔ ۷۲ - استقبال از همام تبریزیکه می‌داند میِ شوق از چه جام است
  8. شمارهٔ ۷۳ - استقبال از بساطی سمرقندیگرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.