پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست

شیوهٔ چشم تو بر وجه نکو افتاده ست

بادهٔ ناب به دور لب لعلت مثَلی ست

کاین چنین در دهن جام و سبو افتاده ست

تا رسد با تو به صد آبله گون پای سرشک

همه شب گرم دویده ست و به رو افتاده ست

از سر زلف و میان تو که رمزی ست لطیف

فرق تا مویِ میان یک سر مو افتاده ست

قصّهٔ حال من و گشتِ سر کوی بتان

از صبا پرس که بر هر سر کو افتاده ست

راست از چشم خیالیّ و خیال قد او

سروِ بستان ارم بر لب جو افتاده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
  2. شمارهٔ ۷۱ - استقبال از کاتبی ترشیزیکجا روم که مرا جز درت پناهی نیست
  3. شمارهٔ ۷۲ - استقبال از همام تبریزیکه می‌داند میِ شوق از چه جام است
  4. شمارهٔ ۷۳ - استقبال از بساطی سمرقندیگرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
  5. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از شمس مغربیگرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
  6. شمارهٔ ۷۵گرچه تو حقیری و گناه تو عظیم است
  7. شمارهٔ ۷۶گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
  8. شمارهٔ ۷۷گرچه طریق وفا قدیم است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.