پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است

هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است

لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز

که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است

غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است

در فن فتنه، ولی در فن خود استاد است

ناله و آهِ مرا مرتبه بالاست ولی

زین میان سیل سرشک است که پیش افتاد است

گفتمش یاد کن از عهد فرامش شدگان

گفت خوش باش خیالی که مرا این یاد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹شمع رویت را چراغ آسمان پروانه‌ای‌ست
  2. شمارهٔ ۷۰کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
  3. شمارهٔ ۷۱ - استقبال از کاتبی ترشیزیکجا روم که مرا جز درت پناهی نیست
  4. شمارهٔ ۷۲ - استقبال از همام تبریزیکه می‌داند میِ شوق از چه جام است
  5. شمارهٔ ۷۳ - استقبال از بساطی سمرقندیگرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
  6. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از شمس مغربیگرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
  7. شمارهٔ ۷۵گرچه تو حقیری و گناه تو عظیم است
  8. شمارهٔ ۷۶گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.