پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است

در کوی عشقبازان رسوا شدن چه کار است

گفتند بت پرستی ست در اختیار طاعت

خود می کند وگرنه ما را چه اختیار است

برپایِ دارِ شوقت سر می نِهم چو منصور

کآخر همین سعادت در عشق پایدار است

در حلقه های زلفت بینی دل شکسته

نیکو نگاهدارش از ما به یادگار است

غم نیست گر خیالی از گفتگو بماند

در گلشن زمانه بلبل چو من هزار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است
  2. شمارهٔ ۷۹گریهٔ خون سرِ ره بر منِ درویش گرفت
  3. شمارهٔ ۸۰گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست
  4. شمارهٔ ۸۱لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست
  5. شمارهٔ ۸۲مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
  6. شمارهٔ ۸۳مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
  7. شمارهٔ ۸۴نالهٔ دلسوز نی شرح غمی بیش نیست
  8. شمارهٔ ۸۵ - استقبال از کمال خجندینرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.