پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست

بحری ست لطف دوست که گردون حباب اوست

گر صادقی چو صبح مزن جز به مهر دم

چون صدق عالمی ست که مهر آفتاب اوست

راه ادب گزین که سزاوار افسر است

هرسر که از طریق ادب بر جناب اوست

اندیشه از کشاکش روز حساب نیست

آن را که چشم بر کرم بی حساب اوست

دربند زلف یار نه تنها دل من است

هرجا دلی ست شیفتهٔ پیچ و تاب اوست

آهسته رو خیالی و دست از هوس بدار

زین خنگ تیز رو که مه نو رکاب اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
  2. شمارهٔ ۸۳مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
  3. شمارهٔ ۸۴نالهٔ دلسوز نی شرح غمی بیش نیست
  4. شمارهٔ ۸۵ - استقبال از کمال خجندینرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت
  5. شمارهٔ ۸۶نقدی ست دل که سکّهٔ محنت به نام اوست
  6. شمارهٔ ۸۷هر آن حدیث که در دعویِ محبّت توست
  7. شمارهٔ ۸۸هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست
  8. شمارهٔ ۸۹هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.