پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

نقدی ست دل که سکّهٔ محنت به نام اوست

آن طایری که سلسلهٔ عشق دام اوست

با جم چه کار مست خرابات عشق را

چون آب خضر باده و خورشید جام اوست

از محرمان خلوت خاص است هرکه را

چشم امید بر کرم و لطفِ عام اوست

آزاده یی که بر درِ خلوت سرای یار

در سلک بندگی ست، سعادت غلام اوست

دل ابروی تو را مه نو گفت، عیب نیست

عیبی که هست در سخن ناتمام اوست

گرم از حدیث نظم خیالی ست درس عشق

زیرا که فتح باب معانی کلام اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست
  2. شمارهٔ ۸۹هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست
  3. شمارهٔ ۹۰هر دل که به عشق مبتلا نیست
  4. شمارهٔ ۹۱ - استقبال از سناییهرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیست
  5. شمارهٔ ۹۲ - استقبال از شمس مغربیهرکه از دیدار جانان همچو من مهجور نیست
  6. شمارهٔ ۹۳ - استقبال از امیرخسرو دهلوییار جز در پیِ آزار دل ریش نرفت
  7. شمارهٔ ۹۴آزاد بنده‌ای که قبول دلی شود
  8. شمارهٔ ۹۵آن شاخ گل خرامان در باغ چون برآید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.