پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست

بر سرِ بازار سودای تو بر وجهی نشست

شیوهٔ رفتار اگر این است ای سرو بهشت

شاخ طوبی را بسی بر طرف جو خواهی شکست

سرو اگر لافد به بالای تو آب او مبر

سهل باشد زور کردن بر حریف زیر دست

میل دل با چشم او از غایت دیوانگی ست

عین بی عقلی ست صحبت داشتن با ترک مست

می‌کشد پیش خیال او خیالی نقد جان

درخور او نیست امّا هرکه هست و هرچه هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱ - استقبال از سناییهرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیست
  2. شمارهٔ ۹۲ - استقبال از شمس مغربیهرکه از دیدار جانان همچو من مهجور نیست
  3. شمارهٔ ۹۳ - استقبال از امیرخسرو دهلوییار جز در پیِ آزار دل ریش نرفت
  4. شمارهٔ ۹۴آزاد بنده‌ای که قبول دلی شود
  5. شمارهٔ ۹۵آن شاخ گل خرامان در باغ چون برآید
  6. شمارهٔ ۹۶آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد
  7. شمارهٔ ۹۷آن دم ایاز خاص به مقصود می‌رسد
  8. شمارهٔ ۹۸آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.