پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱ - استقبال از سنایی

هرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیست

ما سرِ تسلیم بنهادیم تا تقدیر چیست

ظاهراً با حلقهٔ زلف تو دارد نسبتی

ورنه مقصودِ دل دیوانه از زنجیر چیست

هر شب از آشفتگی زلف تو می بینم به خواب

یارب این خواب پریشان مرا تعبیر چیست

ای که هردم می کشی تیغی به قصد خون من

گر به قتل من تو خوشدل می‌شوی تقصیر چیست

پیر شد مسکین خیالی در غم هجران یار

وآن جوان هرگز نمی‌پرسد که حال پیر چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳ - استقبال از امیرخسرو دهلوییار جز در پیِ آزار دل ریش نرفت
  2. شمارهٔ ۹۴آزاد بنده‌ای که قبول دلی شود
  3. شمارهٔ ۹۵آن شاخ گل خرامان در باغ چون برآید
  4. شمارهٔ ۹۶آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد
  5. شمارهٔ ۹۷آن دم ایاز خاص به مقصود می‌رسد
  6. شمارهٔ ۹۸آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
  7. شمارهٔ ۹۹آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد
  8. شمارهٔ ۱۰۰ - استقبال از عارفی هرویاز آتش دل هر کس در سینه غمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.