پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰ - استقبال از عارفی هروی

از آتش دل هر کس در سینه غمی دارد

چون نی که به سوز خود گرم است و دمی دارد

گو تیغ مکش هر دم بر غیر که از غیرت

پیوسته دل ریشم بر جان المی دارد

از تیره شب بختم غافل منشین امروز

کز سنبل تر خطّت بر مه رقمی دارد

سر در قدمش افکن ای دل که در این گلشن

چون سرو سرافراز است هر کاو قدمی دارد

از زهد ملاف ای دل کاندر صفت رندی

خوش نیست خیالی را با هرچه غمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲اشکم به جست‌وجوی او بر خاک آن در می‌رود
  2. شمارهٔ ۱۰۳افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند
  3. شمارهٔ ۱۰۴اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
  4. شمارهٔ ۱۰۵اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
  5. شمارهٔ ۱۰۶اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
  6. شمارهٔ ۱۰۷اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۸اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند
  8. شمارهٔ ۱۰۹ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.