پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

اشکم به جست‌وجوی او بر خاک آن در می‌رود

خوب است فکر اشک من در پای او گر می‌رود

تا پای سرو ناز را بوسد به یاد قامتش

سوی چمن آب روان پیوسته بر سر می‌رود

هرچند کز باد هوا تو می‌دوانی بادپا

گلگون اشک عاشقان با او برابر می‌رود

تا تو چراغ افروختی از چهرهٔ چون روز خود

هرشب ز غیرت شمع را آتش به سر بر می‌رود

از دیده هردم می‌رود اشک خیالی سوی رخ

چون سایلی کز مفلسی اندر پی زر می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۵اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
  3. شمارهٔ ۱۰۶اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
  4. شمارهٔ ۱۰۷اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
  5. شمارهٔ ۱۰۸اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند
  6. شمارهٔ ۱۰۹ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند
  7. شمارهٔ ۱۱۰ - استقبال از کمال خجندیای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند
  8. شمارهٔ ۱۱۱ - استقبال از کمال خجندیای آنکه به جور از تو تبرّا نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.