پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند

وز راه سبکباری با هم به سفر رفتند

پای از سر و جان بر کف در راه رضا بودند

از یار چو فرمان شد مجموع به سر رفتند

همراه طلب کایشان از دولت همراهی

در بادیهٔ حیرت ایمن ز خطر رفتند

بودند به صد عشرت در قصر جهان عمری

و آخر دل پر حسرت زاین خانه به در رفتند

بر اهل نظر کاری جز عجز نشد معلوم

در کارگه عزّت هرچند که در رفتند

از راه جهانداری برتاب خیالی روی

ز آن روی که همراهان از راه دگر رفتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
  2. شمارهٔ ۱۰۶اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
  3. شمارهٔ ۱۰۷اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
  4. شمارهٔ ۱۰۸اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند
  5. شمارهٔ ۱۰۹ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند
  6. شمارهٔ ۱۱۰ - استقبال از کمال خجندیای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - استقبال از کمال خجندیای آنکه به جور از تو تبرّا نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۲با آفتاب رویت چون مه نمی برآید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.