پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد

عاشقان را صبر و خوبان را جفا تعلیم کرد

طوبی قدّ تو را از راست بینان هر که دید

در سرافرازی بر او قدّ تو را تقدیم کرد

جز مه رویت منجم هیچ مقصودی نداشت

ز این همه نقش دل افروزی که بر تقویم کرد

آخرالامر از ره عزّت به جایی می‌رسد

هرکه خواری را ز راه مردمی تعظیم کرد

گوهر جان در تن خاکی خیالی را ز دوست

چون امانت بود آخر هم بدو تسلیم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - استقبال از کمال خجندیای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند
  3. شمارهٔ ۱۱۱ - استقبال از کمال خجندیای آنکه به جور از تو تبرّا نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۲با آفتاب رویت چون مه نمی برآید
  5. شمارهٔ ۱۱۳باد از هوای کوی تو پیغام می‌دهد
  6. شمارهٔ ۱۱۴باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود
  7. شمارهٔ ۱۱۵باد اگر یاد سرو ما نکند
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - استقبال از شمس مغربیباز از قدم گل چمن پیر جوان شد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.